مدتهاست كه رفتهاي
شايد در جستجوي خوشبختي.
حال تو را نميدانم اما
از آرزوهایم برایت می نویسم تا بدانی که از پس گذر این همه روز و ماه و سال هنوز هم روزها با خیال تو سپری میشوند و شبها با یاد و خاطره های دور به صبح میرسند.
آرزو میکنم که به اندازه همه تنهاییها و دلتنگیهای من شادی داشته باشی.
آرزو میکنم که بدانی همه آنچه که از امید و شادی و همدلی از گزند روزگار باقی مانده بود صرف زمان با هم بودنمان شد.
آرزو میکنم که روزی شیشه دلت از غبار کدورتم پاک شود.
آرزو میکنم که قلبت سرشار از امید و نشاط زندگی باشد.
آرزو میکنم که جایی باشی که همه اجزاء محیط و مکان و زمان برایت آرامش به ارمغان بیاورند.
و من امیدوارم که امروز باد، آرزوهایم را به گوش تو برساند!
هنوز هم یک دیدار ساده میتواند
سرآغاز پرسهای غریب
در کوچه باغ باران باشد
"سیدعلی صالحی"
_________________________________
صادقانه نوشت: رد پاي بعضي آدمها اونقدر در زندگي عميق هست كه حتي با آلزايمر هم از بين نميره و فقط هذيانهای یک عمر رو بقیه هم میشنون.